چهارشنبه 29 آذر 1396
توسط: ثنا

شب یلدا

عاطفه بهم گفت نمیتونه شب یلدا پیشمون باشه و میخواد بره بردسیر چون خاله و داییش اومدن .

از اعماق قلبم ناراحت شدم . قرار بود بریم خونه ی ما ..

قرار بود بهمون خوش بگذره . دوست داشتم همه مون باشیم .

کسی جاش خالی نباشه . ناراحتم ناراحتم .


نظرات (1)
Leyli
چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 20:22
عزیزممم...
ناراحت نباش دیگه...
یلدا خوشحال باش دیگه...
پاسخ:
همه فوشش دادیم =((
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد