رخ دیوانه فیلمی بود که امشب دیدم !
فیلم جالبی بود ، مغز بیننده رو تا آخر فیلم بکار میگیره ... آخرشم بر خلاف تصورت اتفاقی میوفته که نباید بیوفته. (ببینیدش)
الان نمیدونم چرا ناراحتم .
شاید بخاطر فیلم بود .چون دلم نمیخواست اینطوری تموم شه .
شاید چون خوابم میاد ناراحتم .
شایدم چون گشنمه و شام نخوردم !
به هر حال ناراحتم دیگه ...
دارم هذیون مـیــگــــــم ؟ شاید ازین به بعد دیگه نگم ! هنوز معلوم نیس :/
شب بخیر ...
شما چگونه میخندید ؟
آیا درست میخندید ؟
آیا نحوه ی درست خندیدن را بلدید ؟
+ با ما همراه باشید تا نحوه ی درست خندیدن را به شما آموزش دهیم
قبل از هرچیزی بگم که : اون کسی که قراره به شما نحوه ی درست خندیدن رو آموزش بده خودش بدتر از همه میخنده!
خب بعدا میگم من چجوری میخندم ! فعلا زوده ...
ببینید دوستان عزیزم سعی کنید مثل آدم بخندید ! بله مثل آدم :))
اصلا لازم نیست موقع خندیدن خودتونو خیلی اذیت کنید .
1)خیلی از افراد هستن موقع خندیدن خودزنی میکنن ! خُب نکن خواهرم ، نکن برادرم ! خودآزاری داری مگه ؟ عع!
2)خیلی ها هم هستن که از گروه اول هم بدترن ، اینجور مواقع من دست گروه اولو میبوسم (!) چون گروه دوم دیگه شورشو در میارن . اینا وقتی میخندن ، دیگرانو میزنن ! اگه شما خون آریایی تو رگاتونه ( رگ هاتون ) نباید از کنار این واقعه ساده بگذرید . شما هم بزنید ! دو برابر بزنید .. محکم تر بزنید :/ 
من چهارتا خاله دارم که اگه کنارشون بشینم دیگه هیچ تضمینی نیست ک سالم از کنارشون بلند شم بنابراین سعی میکنم از فاصله دورتری ازشون بشینم . بهر حال احتیاط شرط عقله ! :)))
( من خاله هامو خیلی دوست دارم ، باهاشون صمیمی ام )
3)با گروه سوم مهربون باشین ! اینا نه خودشونو میزنن ، نه دیگرانو ! اینا فقط از شدت خنده خودشونو روی کنار دستیشون پهن میکنن.اگه کسی کنارشون نبود خودشونو روی زمین پهن میکنن :))
در مورد بقیه گروه ها صحبت نمیکنم همینا بسه !
نحوه ی درست خندیدن هم اینه که صاف بشینی فقط دستتو بگیری جلو دهنت اینطوری : 
باور کن آموزشش فقط در همین حده ! همینو تمرین کنید حله :))
من خودم خندیدنم مدل 1 و 3 هست ! من یه هفته س شروع کردم که مثل آدم بخندم
داخل پرانتز مثلا :
داشتم تایپ میکردم ، سوسکی دیدم که اومده بود رو تختم و ... فرصت واسه جیغ زدن نبود. لپ تاپو از روی پام انداختم اونور و مثه فشنگ از روی تخت پریدم . فقط تونسم خودمو نجات بدم . لپ تاپ بیچاره م موند ...سوسک عزیز درست از وسط کیبوردم رد شد ! کیبوردو دستمال کشیدم :/
سوسک یه موجود سیخ لنگ و بیشعوره :/
البته امشب یه چیز دیگم اومد تو خونه که نمیتونم بگم اگه بگم آبجیم دیگه نمیاد خونه مون ! 
پس خدافظ ...
باورم نمیشه اون همه تایپ کردم همش به فنا رفت
اول اسم اون انیمیشن رو بهتان بگویم که رسالت خویش را به پایان رسانده باشم .
نامش : Hotel transylvania بود . یکی از قشنگ ترین انیمیشن هایی بود که دیدم .خصوصا آهنگ آخرش قری به کمرمان انداخت که نگو .
بریم بریم بریم هتل ...!!
اما بخاطر اینکه خواب اعضای خانواده مان مختل نشود این قر را در کمرمان نگه داشتیم تا در زمان مناسب و مکان مناسب از دستش خلاص شویم و این صُبتااا .. اخه الان ساعت ۱:۴۵ نصف شب است و همه خوابن ! بازم بگم که هرگز این انیمیشن زیبا رو از دست ندهید که اگر از دستش بدهید سخت ضرر کرده اید !
البته من دوس نداشتم آخرش اینقدر خوب تموم شه . چیکار کنم با روحیه م سازگار نبود خب !
شخصیت بابا لولو رو خیلی دوس داشتم ! بعدم جانی رو ... بنظرم جانی اصن حس پدرانه نسبت به دنیس نداشت ! تو عالم خودش بود.. انگار نه انگار بابا شده
اینکه من ساعت ۱۱ لپ تاپ و روشن کردم و تا الان داشتم انیمیشن میدیدم چیز عجیبی نیس !
آخه هی زدم رو stop یا back ! وقتی دوتا کارو همزمان انجام بدی همین میشه دیگه !
این را یکبار برایتان گفتم ، لازم میدونم باز هم برایتان بگویم :
بزن ای دخترک سازی که سووووزش
زند آتش به دنیااااای مجاااااااااازی :/
مدیونید اگر کمپ ترک اینترنت بشناسید و معرفی نکنید ! Help Me Please ... !
به ما معتادان ، زندگی تازه ببخشید ..!
امروز رفتم بازار کفش خریدم . بله کفش !
بعد از کشمکش های فراوان بین من و مامان ، بالاخره کفش خریدم !
خب برای باشگاه کفش ساق دار خوب نیس ! تازه کفشایی که ده ماه پیش ( اغراق ) اومده تو بازار و مامان الان روشون دست میذاره اینم اصلا خوشایند نیس ! مامان قبلا سلیقه ت بهتر بود . باشه !؟
یه بسته خودکار رنگی 20 تایی خریدم !
خب من قبلا گفته بودم اگه برم توی یک مغازه روم نمیشه دست خالی برگردم ! مخصوصا وقتی که قیمتش رو بپرسم ، نسبت به خرید اون جنس احساس مسؤولیت میکنم ! در حقیقیت روم نمیشه بذارمشو برم بیرون :/
و حتی توی یه پستی گفته بودم اگه این رویه رو پیش بگیرم یه روزی از بی پولی خواهم مُرد ! الان تو اون مرحله ام
باشه !؟
خدافظ
امشب نرفتم خونه مادربزرگم . خیلی شبا هس که ترجیح میدم بشینم خونه و در و دیوارو نگاه کنم ! اما از خونه بیرون نرم . اصن چیز عجیبی نیس. ولی نمیدونم چرا مامان همش میگه : چرا نمیای ؟ چرا ؟ بیا برییم . فلانی هس ...
من بدم میام یهو بهم بگن بیا بریم جایی...باید از 3 ساعت قبلش بهم بگن خب
من بدون آمادگی قبلی نمیتونم جایی برم . من باید حتما قبلش دوش بگیرم . باید حتما لباسام تمیز باشن . یهویی نگین بریم فلان جا .باشه؟!
بعد مجبور میشم اینجوری بمونم خونه و تنهایی بکشم !
یه انیمیشن قشنگ دارم میبینم که بعدا اسمشو بهتون میگم ... دو قسمت داره ! تازه قسمت اولشو دیدم.
بعدم کتاب دزیره خیلی طولانیه ! یجورایی حس میکنم توضیحات بیخودی میده که فقط حجم کتابو زیاد کرده و برگه ی الکی سیاه کرده . البته کتابی که من میخونم قدیمی تره !
یه جغد کوچولو کشیدم که به نظرم مزخرف شد. اونقدر بی حوصله شدم که حتی کارای مورد علاقمم مزخرف شدن برام.
آبجی من از سوسک خیلی میترسه . حتی اگه از پنج متری هم چشمش به سوسک بیوفته نیم خیز میشه و دوی ماراتن خودش رو از این سر خونه شروع میکنه و تا اون سر خونه فقط میدووعه و همزمان جیییییغ میزنه سووووووووسک!!! مامااااااان ... ( گاهی وقتا هم اسم شوهرشو میگه )
میره تو اتاق درم پشت سرش میبنده :/
هر پنج دقیقه هم از تو اتاق داد میزنه کشتینش ؟
اگه بگی آره باور نمیکنه . باید براش قسم بخوری
اگه بگی نه التماس میکنه : تو رو خدا بکشینش دیگههههه :0
من قکر میکنم شاید وقتی آبجیم جیغ میزنه سوووووسک و مثه فشنگ فرار میکنه ، سوسکه هم جیغ میزنه آآآآآآدم .... و فرار میکنه وقایم میشه !
فکر کنم حالا دلیل ناپدید شدن یهوییه سوسکا رو فهمیدین دیگه :))
بنابراین وقتی سوسک دیدین سعی کنین در کمال آرامش و خونسردی فقط فرار کنین و همونطور که دارین نفس عمیق میکشین ، یکی از اعضای خونواده که از بقیه شجاع تره رو صدا بزنید ( طوری که سوسکه نفهمه )
+ چقدر بده آدم وضعیت معدش خراب باشه و کار واجب داشته باشه ، همون موقع هم تو دشویی سوسک باشه ..!!!