” جــــوانــــه “

ترک آرزو کردم ؛ رنج هستی آسان شد ...

” جــــوانــــه “

ترک آرزو کردم ؛ رنج هستی آسان شد ...

172-هان ؟؟؟

اگه یه نفر کامنت زده ولی اسم وبلاگشو ننوشته ینی نمیخواد توسط من خونده بشه ! ؟

بعد اگه من بگم وبلاگشو نامحسوس میخونم خیلی کار بدی کردم؟

الان احساس گناه میکنم که از اول تا آخر وبلاگشو خوندم.

مخاطب مورد نظر اگه میدونی منظورم با توعه بیا منو از سردرگمی نجات بده=)))

:|||

لعبتی ی ی ی ی هزار ماشالااا

لعنتی ی ی ی ی هزار ماشالا !!!!!!!؟؟؟

170-وبلاگ دوست داشتنی من

وبلاگ دوست داشتنیِ من بیا بغلم !!

ازینکه هیچ دوست و آشنایی اینجا نیست خیلی خوشحالم .

واقعا موهبت ازین بالا تر نداریم .

وبلاگ عزیزم ماچ ماچِ آبدار .. 

169-کصافط کاری

وای من چرا حرفم نمیاد :/// 

یکم از کصافط کاریای دوراندجاهلیتم بگم براتون .

یادمه هنوز گوشی اندروید وارد بازار نشده بود.نمیدونم شایدم شده بود ولی من نداشتم .ولی عوضش گوشی سونی اریکسون داشتم .تازه اونم مال مامانم بود که بهم داده بود .

یه سیم جدید گرفته بودم و باهاش بقیه رو سرکار میذاشتم.میدونین دیگه اون موقع ها این کارا تو بورس بود هه هه. خلاصه گفتم بیام سر به سر عمو کوچیکه بذارم .

عمو کوچیکه اون زمون خیلی دوس دختر داش ! اصن یه چیزی میگم .. گفتم این گزینه خوبیه برای سرکار گذاشتن.

با اون شماره ناشناس شروع کردم بهش اس دادن.دیگه من و عمو جان باهم آشنا شدیم . 

عموجان خودشونو شایان معرفی کردن . که فقط یدونه خواهر داشتن بنام عسل =)))    ( زاااارت)

دیگه بقیه خواهر برادرا رو به رسمیت نشناختن =)))

بابامو ، عموهامو و اون یکی عمه مو ، لک لکا آوردن !

خلاصه ینی کارمون این بود بهم اس بدیم . تازه یه شب زنگ زد .

منم گوشیو برداشتم و با صدایی که از ته چاه میومد گفتم مامان و بابام خوابن نمیتونم بلند حرف بزنم.اونم خودش یه جای شلوغ بود.بنابراین تمام عوامل دست به دست هم دادن که من رسوا نشم =))) خیلی شیک باهم حرف زدیم بعدم گوشیو قط کردیم.

خودم میدونم چقد پلید بودم لازم به یادآوری نیس.

خلاصه چند روز به همین منوال کذشت دیدم اوه اوضاع داره خیط میشه پسر مردم وابسته نشه یه وقت =)))

دیگه لو دادم که دارم سرکارت میذارم .. آخرشم خودمو معرفی کردم . . ‌. اینم از کصافط کاریای من یوهاهاهاا ..

سوز داره توسط یه عدد فنچ سرکار گذاشته بشی ‌.سوز نداره؟

=))))


تا کصافط کاری های بعدی خدانگهدار


بی عنوان.

من هم دوست دارم دانشگاه ازاد کرمان باشم هم اینکه دانشگاه ملی قبول بشم :/// خیلی مسخره م میدونم :|||